دختری به نام نل

http://nellaupaysdesmerveilles.blogsky.com

این سایه شوم رو مملکت ما

اصن لال شدم

یه روز قبل برگشتنم نمیخام برگردم. اصلا نمیخام برگردم، خجالت میکشم حتا دیگه به یه نفر بگم امید هس. خجالت میکشم دیگه بخام گریه کنم حتا.

فرق بابای من با اون بابایی که تو معدن کار میکردن چیه

فرق من با بچه هاشون چیه، من چه فرقی میکنم با همسراشون، با ماماناشون...


همش سر اشتباهایی که میشد جلوشو گرفت. نداشتن دستگاه گازسنج، درحالی که از روز قبلش بوی گاز استشمام میشد

نبود امکانات برای اتش نشانا

ترمز یه قطار

...

وای بر ما که داریم عادت میکنیم

تف تف


خدایا گناه ما چی بود واقعا؟

بابا میگه خود خوری نکن

اخه چرا خودخوری نکنم. از دیروز تو اخبار. یه خبر مثبت. ینی فقط یه خبر مثبت من شنیدم؟ کاش فقط دیروز بود. چند ساله همینه؟


به قول یه دوستی این سایه شوم همون دیواره که تا ثریا کج رفته

تاریخ ارسال: چهارشنبه 18 بهمن 1396 ساعت 00:03 | نویسنده: Shabro | چاپ مطلب
نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.